چی بگم؟....خــــــــــسته ام.فقط میخونم.
2:1 | آقای زیر نویــس |

با این بلاگ نوشتنمون.
شما هم ناراحت من هم ناراحت همه ناراحت ... ای بابا.انصافا اگر بلاگ نویسی هم میخوای بکنی واسش برنامه ریزی حسابی نکنی موفقیتی در این راه حاصل نخواهد شد.ما که این کاره نیستیم و تسلیم و تسلیم.این خط ــــــــ و این نشان X.
شاید بد نباشه آدم به این چیزها هم کمی توجه کنه و بی نصیب از دنیا نره!یکسری آرم از بسیاری از شرکت های بزرگ مترو دنیا رو میتونید مشاهده کنید واگه اینکاره اید ایده بگیرید یا اونها رو پس بزنید وتوجهی نداشته باشید ولی انصافا مفهوم مترو تهران و کلیت آرم خیلی جذاب تر و روشن تر از سایر آرم هاست که آرم های خوب هم در این سری از معرفی آرم ها کارهای خوب و فرم های جالب هم دیده میشوند پس تا دیر نشده وارد آرم های متروی دنیا بشوید.
زیرنویس: مسافرین محترم ایستگاه بعد جوانمرد قصاب
14:58 | آقای زیر نویــس |
امروز رفت
دیروز شاد بود...
دیشب شعر میگفت و می خندید
اما...
اما امروز صبح آرام رفت ...پدر بزرگ رفت .بزرگی که حاجی بابا صداش میکردیم.عزیز بود یک عالمه.
به همین سادگی آدم صبح بلند شه دست وصورتش رو بشوره بعد تو رخت خوابش راحت بیاد بخوابه و دیگه چقدر فرصت فکر کردن داره برای مرگ ؟! نمیدونم.ولی مطمنم که میدونست که میخواد از پیش ما سفر کنه با اینکه قبراغ و سر حال بود. تازه موهاشو اصلاح کرده بود و به ما پزمیداد ..یادش بخیر و از امروز به مقصد بهشت ما رو ترک کرد.روح بزرگوارت شاد وقرین رحمت .
17:35 | آقای زیر نویــس |
...."من گوساله ام "عنوان مطلبی است که از کــــــار زیبای بزرگمهر حسین پور وام گرفته ام. کار طنزی که با داشتن مفهومی عمیق به مشکلات بنیادین جوامع خاص اشاره میکند. به سادگی نمیتوان از کنار این دسته از کارها گذشت. کارهایی که ارتباط مستقیم دارند با اتفاقات و مسایل پیرامون ما و حرف ها و مباحثی که بارها در مسایل روزمره ما دیده و شنیده میشوند و تنها چشم های تیزبین میتوانند آنها را به تصویر کشیده و یا به تصویر در آورند. کاری که به سادگی به تصویر کشیده شده و نجوای انتقادی آن به سادگی قابل شنیدن است.به کارهای بزرگ , تنها این انسان های بزرگ هستند که دست میزنند. من گوساله ام عنوانی بود که من رو به اون وا داشت که به شما عکس فوق که قابل توجه است رو به نمایش بذارم. وقتی کیفمان کوک است و جو گیر میشویم گاه از غافله جدا افتاده و در محیطی جدید خود را یافته و با آن وفق میدهیم و گاهی فقط کافی است ما خودمون رو از اون کالبد و موقعیتمان مجزا فرض کنیم و حس همزیستی و دوست داشتن رو بتونیم مثل عکس فوق به دیگری القا کنیم.به اصطلاح میگن طرف خر کیف شده! نه؟!...در نوع خودش بی نظیره. ببینید یه نیشخند چه کارها که نمیکنه! یه نیشخند که به خنده تبدیل شده این دو جاندار رو چقدر به هم شبیه و حس دوستی عمیقی رو در اونها ایجاد کرده.به یاد دارین کارتون دو قلوهای افسانه ای رو؟...این هم از حقیقتش!! بدون آنکه خودشان از این اتفاق بی بعدیل باخبر باشند.
زیرنویس :۱- عکس از faisal Almalki
13:37 | آقای زیر نویــس |
امروز از تهران با یکی از دوستان عازم قزوین بودیم .با اتوبوس از ترمینال غرب به سمت قزوین راهی شدیم به امید اینکه به خاطر مسایل کاری زودتر و به موقع تر برسیم زودتر از موقع سوار اتوبوس شدیم.از کرج که گذشتیم ترافیک سنگین شروع شد!چرا؟...نمیدونستیم ولی بعد از کلی تامل و مرور محتویات مغزی و گذر از سر پیچ ها و رشته های عصبی که بد جوری به هم پیچیده بود بالاخره به یاد این کلام مجری تلویزیون در روز جمعه گذشته افتادیم که تور دوچرخه سواری با نام جام ریاست جمهوری از تهران - پارک لاله شروع و در جاده های سایر نقاط کشور به پایان میرسد. از همون اول هم حس خوبی راجع به این مسابقه نداشتم چون حس میکردم بیشتر جنبه سیاسی داره تا ورزشی.چه لزومی داره بعد از این همه مدت و تغییر رییس جمهورهای متعدد و در اوضاع کنونی ,حالا ریاست جمهوری یک پست مقدسی شده ..چرا سالهای قبل تر از این از این تورها برگزار نمیشد.همه و همه جنبه تبلیغاتی داره ..اونم تو ترافیک تهران از یک طرف شلوغی همیشگی تهران از طرفی ترافیک نمایشگاه بین المللی کتاب حالا هم تور دوچرخه سواری در اطراف پارک لاله و دو روز بعد در اتوبان کرج-قزوین .اتوبانی که تردد بی شماری ماشین سواری و سنگین را در روز در بر داره و جاده ترانزیت نیز محسوب میشه.کاش بودید و نظاره گر بودید که مسافران اتوبوس , این تور و برگزارکنندگان آن را به چه القاب مبارکی مزین کرده بودند.
پ .ن :۱-رییس جمهور تورت مبارک ۲- نوشته هایم را شخصی تلقی کنید نه سیاسی. ۳- رییس جمهور محترم شما با این اوضاع کنونی به حد کافی در میان مردم محبوب هستید لازم نیست تور دوچرخه سواری رو به نام شما بزنند.
23:30 | آقای زیر نویــس |
"کاسه ی داغ تر از آش" ,حتما و یا بدون شک این ضرب المثل پر معنا رو ده ها بار نه! بلکه صدها بار از زبان خویش یا سایر اطرافیان مان شنیده ایم... هر چند شنیدن این مثل برای مخاطبش زیادی دلچسب نیست , اما امروز یکی از دوستان با به کار بردن این ضرب المثل ذهن مرا به خود مشغول کرد.از این جهت که من از دوران دبیرستان از این ضرب المثل یک Back up مخصوص در ذهن نه چندان غنی خویش برای استحصال و بازیابی آن گرفتم تا در هنگام نیاز بازنگری کنم و امروز نیاز شد که با دوستانی بر سر این مطلب به مباحثه بنشینیم.حال هر کجا که از این مثل استفاده کنید بی آنکه بتوانید مزه این آش دهان سوز(درون ضرب المثل) را احساس کنید بیشتر ذهن من معطوف میشود به اصل مطلب این ضرب المثل که قانونی1 است پر کاربرد در علم روز ما که نقل آ ن به زیبایی از نیاکان مان برایمان به یادگار مانده و محتوی, درک معنا و نتیجه پایانی آن بیش از حد دلچسب و گوارا است و حتی میشود به تعبیری دیگر این چنین بیان کرد که اگر شما حس و حال و همچنین شور وشوق(انرژی)بیشتری برای انجام کارهای روزمره تان و... داشته باشید میتونید این انرژی رابه دیگری یا دیگران انتقال بدین(چرا که بعد از دوران جوانی- آه است وافسوس) و اما تصویر فوق ضرب التصویری است نه ضرب المثل از عمر در حال گذر ما و بیشترین دمای شعله در بالاترین نقطه و در وسط شعله هست که شور و شعف و حداکثر انرژی(در تصویر از نو ع حرارت و گرما) در دوران جوانی زندگانی ما است و زود گذر و در پایان ارتفاع صفر.همانطور که ناخودآگاه ,ندانسته و ناخواسته به سن بلوغ و در ک و فهم میرسی و بی آنکه از آن آگاهی داشته باشی باید در دورانی شعله ور شوی و خواسته ها و داشته ها و انرژی درون خود را برون ریزی- اگر توانستی دو حالت پیش می آید یا بزودی تو را از بین خواهند برد و یا به این زودی از میان نخواهی رفت ولی سرانجام در زوال و پیری خاموش خواهی خفت اما نه بی نام.
------------------------------------------------------------------------------------
زیرنویس: 1 - قانون صفرم ترمودینامیک است به بیان ساده "اگر A و B با جسم سومی مانند C در تعادل گرمایی باشند، حتمآ با یکدیگر نیز در تعادل خواهند بود."
17:9 | آقای زیر نویــس |

ذکر یک مثال برای روشن تر شدن مفهوم اگزیستانسیالیسم :شما قبل از اینکه میزی بسازید طرح آن را در ذهن آماده میکنید و سپس آن را به وجود می آورید پس در مورد میز ما ملاحظه می کنیم اول ماهیت میز خلق می شود و سپس وجود او ظاهر میگردد لیکن در مورد انسان این طور نیست.فرد بشر اول به وجود می آید و سپس ماهیت خود را هر طور که میخواهد انتحاب می کندو این انتخاب دائمی و لاینقطع است.موجود بشر در حین وجود داشتن دائما در حال تغییر و تحول است پس چه طور ممکن است قبل از وجود داشتن بتوان ماهیت آن را تعریف نمود؟وجود بشر وجود نو ظهوری است که دائما ابتکار و تازگی خود را حفظ میکند و به همین دلیل نمی توان آن را به تبعیت علم درآورد و محکوم به جبریت دانست.(امید دارم تا اینجا به تفاوت این مکتب با نیهلیسم پی برده باشیم).اما اختیار انسان از نوع مطلق و بدون قید و شرط نیست یعنی فرد بشر در انتخاب آزاد است ولی مجبور است در هر حال انتخابی بنماید و هرگز نمیتواند از انتخاب سر پیچی کند فرض کنید شما برای رفتن به خانه از چند خیابان مختلف بتوانید طی طریق بنمائید اگزیستانسیالیستها می گویند شما مجبورید حتما یکی از چند راه را انتخاب کنید ولی در انتخاب هر یک از انها آزاد هستید و حتی اگر از انتخاب کردن هم خودداری کنید باز هم از اختیار خود استفاده نموده و نرفتن به خانه را انتخاب کرده اید.
20:47 | آقای زیر نویــس |
* زیر پاتو نگاه کن شهر زیر پای توست.
دورود به همه هموطنان عزیزم.
راستشو بخواین خوندن و نوشتن وبلاگ رو شاید از ما ههای اولی که اولین سایت وبلاگ نویسی دستش به ما جوون ترها رو شد ...اون شیطنت و ذوق و شوق وبلاگ نویسی به جون من هم افتاد و خیلی هم موفق بود و ذوق و شوق هم فکری و هم نشینی در زیر پنجره های وب دوستان و هم صحبت شدن با اونها بدجوری مشغله شیرین و جذابی بود. ولی خوب دیگه انسان هر زمانی در رابطه با چیزی که مشغوله دوست داره واسه دیگران توصیف کنه ونظر دیگران رو بخواد.
حال بنده هم بعد از یکی دو بار که وبلاگهایی رو تاسیس کردم و نیمه کاره گذاشتم ایندفعه تصمیم کبری گرفتم که نه خیلی منظم ولی برای همیشه(تا خیلی...تا چی بشه) بنویسم واز نظر دوستان و دشمنان عزیزم که اولی به دومین گروه غلبه میکنه بیشتر و بیش از پیش هم آوا بشم و صادق وبی غل وغش.
این روزا زیر پای شهر و خالی کردن...
تهران که بدجوری هوا کثیف خوش به حال هر چی روستایی.آدم سیر که چه عرض کنم!! بریده میشه از همه چی!!
ما ها معمولا به گفته خودمون به تساوی زن ومرد اعتقاد داریم ولی در باطن خودمون بهتر میدونیم که اینطور نیست و مثلا مدیریت سازمان محیط زیست رو دست کم میگریم با اینکه اگه یه مقدار تامل کنی به این نتیجه میرسی که باباجان مدیریت این سازمان از وزارت نفت و غیره هم ارزشش چندین برابره!!...ولی کـــو گوش شنوا و چشم های بیدار و افکاری روشن.

* زیرنویس: حفاظت محیط زیست رو جدی میگیریم؟
19:19 | آقای زیر نویــس |